تبلیغات
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
السَّلام علیكُم یا اهل بیت النّبُوّة
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند
بسم رب الشّهدا

با نام و یاد خدا و توکل بر او شروع مکنیم:

از این پس دو هیئت بیت الشّهدا و انصار الهادی(ع) با همکاری یکدیگر و با نام مشترک

هیئت انصار الشّهدا

به فعالیت خود ادامه می دهند.

به امید آنکه مورد قبول حضرت حق
و
مولایمان حضرت صاحب الزّمان(عج) قرار گیرد.

الهی آمین


از این پس این وبلاگ بروزرسانی نخواهد شد و شما عزیزان  می توانید برای ورود به وبلاگ هیئت انصارالشّهدا بیرجند بر روی آدرس زیر کلیک کنید:

www.ansar-shohada.mihanblog.com




التماس دعا
هیئت انصارالشّهدا بیرجند
سامانه پیام کوتاه:  30002828283548


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند
خادم رزمندگان

ماه رمضان سال 66 بود در منطقه عملیاتی غرب كشور بودیم نیروهایی كه در پادگان نبی اكرم(ص) حضور داشتند در حال آماده باش برای اعزام بودند. هوا بارانی بود و تمام اطراف چادر در اثر بارش باران گل آلود بود بطوری كه راه رفتن بسیار مشكل بود و با هر گامی گل های زیادتری به كفشها می چسبید و ما هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شدیم متوجه می شدیم كلیه ظروف غذای سحر شسته شده اطراف چادرها تمیز شده و حتی توالت صحرایی كاملا پاكیزه است.

این موضوع همه را به تعجب وا میداشت كه چه كسی این كارها را انجام می دهد! نهایتا یك شب نخوابیدم تا متوجه شوم چه كسی این خدمت را به رزمندگان انجام می دهد ! بعد از صرف سحر و اقامه نماز صبح كه همه بخواب رفتند دیدم كه روحانی گردان از خواب بیدار شد و به انجام كارهای فوق پرداخت و اینگونه بود كه خادم بچه های گردان شناسایی شد. وقتی متوجه شد كه موضوع لو رفته گفت: من خاك پای رزمندگان اسلام هستم.

راوی عبدالرضا همتی



" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا

هیئت بیت الشّهدا بیرجند

سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند


معنویت در جبهه ها

تفاوت جبهه های جنگ ایران و عراق ، در زمینه امکانات و تسلیحات، زیاد بود.
این تفاوت ها به حدی بود که همه کارشناسان نظامی، بی هیچ تردیدی، جبهه پیروز را نیروهای عراقی تا دندان مسلح، می دانستند. اما آنچه کارشناسان نظامی همیشه از آن غفلت می کردند و در نتیجه درمقابل شکست نیروهای عراقی، انگشت حیرت به دندان می گزیدند، معنویت حاکم بر نیروهای ایرانی بود. به خاطر همین معنویت، کمبودهایی که می توانست هر سپاهی را به شکست بکشاند، در بین آنان معنا نداشت!
در جبهه ایران، مواد غذایی هم مانند تسلیحات، حکم کیمیا داشت!
کبود مواد غذایی در خطوط مقدم نبرد، معنویت خاصی به نیروها داده بود! آنجا که هر خرما ساعت ها دهان به دهان می گذشت و هر قطره آب که تنها باعث تر شدن لب های خشکیده می شد، دست به دست می چرخید تا اولین نفر که لبش را تر می کند، کس دیگری باشد!
هنوز هم بین بازمانده های جنگ، حلوای ماه مبارک رمضان در جبهه، حلاوت خاصی دارد! حلوایی که روغنش از ته مانده روغن غذاهای گرفته می شد، و شکرش از خاک قندهایی بود که مربوط به جیره هر نفر می شد یا سوغات از مرخصی برگشته ها بود.
آرد آن از نان خشک هایی بود که بیشترشان کپک زده بودند. حلوای رمضان ساده درست می شد، ولی طعم آن به سادگی از ذهن نمی رفت.

" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا

هیئت بیت الشّهدا بیرجند

سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند


خاطره ای از شهید صیاد شیرازی

قبل انقلاب در زمان دوره تکاوری بین شیراز و پل خان بسمت مرودشت ،دانشجوها را برده بودند راهپیمایی استقامت.
از آسمان آتش می بارید ،خیلی ها خسته شده بودند. نگاهم افتاد به شهیدصیاد،عرق بدنش بخار می شد و میرفت هوا. یک لحظه حس کردم دارد آب میشود،
آتش میگیرد و ذوب میشود. شنیده بودم قدرت بدنی بالایی دارد. باخودم گفتم<<اینهم که داره می بره>> رفتم نزدیک و به ایشان گفتم
<اگه برات مقدور نیست میتونی آروم تر ادامه بدی> قبل از اینکه صیاد چیزی بگه یکی از دانشجوها خودش رو رسوند به ما
و گفت: استاد ببخشید ایشان روزه هستند،شونزده هفده روزه... پرسیدم روزه است؟
ــ بله الان ماه رمضونه،صیاد هم روزه میگیره.
ایستادم و جا خوردم. صیاد از من فاصله گرفت.
مواقعی که روزه بود همراه مهمانهایش خودش هم چای و میوه برمیداشت و نمی گفت روزه هستم !
خدمتکار دفتر هم میدانست که صیاد چه روزه باشد چه نباشد باید ظرف میوه را بگذارد جلویش.
دیگران هم هیچوقت حق نداشتند پیش مهمانها از روزه بودن ایشان چیزی بگویند.




" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا

هیئت بیت الشّهدا بیرجند

سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند
سحری با طعم آرپی جی و مسلسل

دعای توسل و زیارت عاشورا هم در این روزها حال و هوای دیگری داشت.معـنویتــی كه«السلام علیــكیــا اباعبدالله»، «زیارت عاشورا» یا «وجیه عندالله اشفع لناعندالله» در توسل به سفره افطار و سحر ما هدیه می كرد، غیرقابل توصیف است و همین، بنیه معنوی و عدم غفلت از لحظات معنوی رزمندگان را از دیگران ممتاز كرده بود. نمی توانم این لحظات را برای شما بیان كنم، در لشكر 28 سنندج بودم و قرار بود بعد از یك هفته به خانه برگردم اما جاذبه این ماه مرا در كردستان ماندگار كرد. ماه رمضان بهترین و زیباترین خاطرات را برای ما در سنگرها به ارمغان می آورد.

بركت دعا در كنار سنگرها، نماز روی زمین خاكی، سحری خوردن كنار آرپیجی و مسلسل، وضو با آب سرد، قنوت در دل شب، قیام روبروی آسمان بدون هیچ حجابی كه تو را از دیدن وسعت ها بی نصیب كند، گریه بچه های عاشق در ركوع و همه چیز برای یك مهمانی خدا آماده بود. یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تكبیر وفاداری شان از مناره های غیرت این دیار به گوش می رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله های سرخ دشت های این خاك به یمن آنان به پا ایستاده اند.

راوی:حجت الاسلام والمسلمین علی اكبر محمدی، نماینده ولی فقیه در لشكر 42 قدر اراك ماه مبارك


" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا

هیئت بیت الشّهدا بیرجند

سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند

افطاری بهشتی

ما در دوران اسارت جزو مفقودین بودیم یعنی نه ایران از ما خبر داشت و نه صلیب سرخ جهانی نام ما را ثبت كرده بود. به همین جهت مشكلات ما از سایر اسرا بیشتر بود. هیچ نام و نشانی از ما در جایی نبود. عراقی ها به ما خیلی سخت می گرفتند جز ارتباط و اتكال به خدا هیچ راهی نبود تنها امیدمان استعانت خداوندی بود یكی از راه های تحكیم ارتباط الهی بحث نماز و روزه بود بچه هایی كه با ما در اردوگاه 12 و 18 بودند تقریبا ماه رجب و ماه شعبان را در استقبال از ماه رمضان روزه می گرفتند هر چند كه روزه گرفتن و نماز خواندن حتی به صورت انفرادی جرم بود.

بارها اتفاق می افتاد كه هنگام نماز دژخیمان بعثی به بچه ها حمله می كردند و جهت آنها را از قبله تغییر میدادند و نماز را بهم می زدند حتی یك شب مجبور شدیم نماز مغرب و عشا را به حالت خوابیده و زیر پتو به جا بیاوریم. روزه گرفتن جرم سنگین تری بود بچه ها غذای ظهر را می گرفتند و در یك پلاستیك می ریختند چهار گوشه آن را جمع كرده و گره می زدند سپس این غذا را در زیر پیراهن خود پنهان می كردند و افطار میل می نمودند اگر موقع تفتیش از كسی غذا می گرفتند او را شكنجه میدادند.

آن غذای سرد ظهر با غذای مختصری كه احیانا در شب می دادند را بچه ها به عنوان افطار می خوردند و تا افطار بعد به همین ترتیب می گذشت. خدا شاهد است امروز كه 20 سال از اسارت می گذرد هنگام ماه مبارك رمضان همه نوع خوراكی با بهترین كیفیت در سفره هایمان یافت می شود ولی لذت افطار دوران اسارت را ندارد. به نظر من آن غذا، غذای بهشتی بود و ما هنگام افطار واقعا حضور خدا را احساس می كردیم. دعای افطار با حال و هوای معنوی خاصی توسط بچه ها قرائت می شد هر چند پس از صرف افطاری تا افطار بعد هیچ خبری از خوراكی نبود ولی خیلی برایمان لذت بخش بود.

راوی: سردار مرتضی حاج باقری



" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا

هیئت بیت الشّهدا بیرجند

سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
قالب وبلاگ