تبلیغات
هیئت بیت الشّهدا بیرجند - خاطره ای کوتاه از شهید(16)
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
السَّلام علیكُم یا اهل بیت النّبُوّة
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 فروردین 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند
بسم الله الرّحمن الرّحیم


خاطره ای کوتاه و جالب از شهید علی ماهانی

احترام به والدین

رخت ها رو جمع کردم توی حیاط تا وقتی برگشتم بشویم.وقتی برگشتم،دیدم علی(شهید علی ماهانی) از جبهه برگشته و گوشه حیاط نشسته و رخت ها هم روی طناب پهن شده! رفتم پیشش و بهش گفتم:
الهی بمیرم!مادر،تو با یه دست چه طوری این همه لباس رو شستی؟!
گفت:((مادر جون اگه دوتا دست هم نداشتم،باز وجدانم قبول نمی کرد من خونه باشم و تو زحمت بکشی))

شهدا را یاد کنید،حتی با یک صلوات

التماس دعا
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
سامانه پیام کوتاه: 30002828283548



طبقه بندی: شهدا، 
قالب وبلاگ