تبلیغات
هیئت بیت الشّهدا بیرجند - خاطره ای کوتاه از شهید(21)
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
السَّلام علیكُم یا اهل بیت النّبُوّة
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند
بسم الله الرّحمن الرّحیم

خاطره ای کوتاه و دارای نکته از شهید حسن شوکت پور

 .:: لقمه حلال ::.

روزی با حسن(شهید شوکت پور) از خیابان عبور می کردیم،کنار خیابان عده ای بساط یوه فروشی پهن کرده بودند.به میوه ها که نگاه کردم،چشمم به جعبه های انگور افتاد،درشت و خوش رنگ بودند.به حسن گفتم:((اجازه میدی کمی انگور بخرم؟))گفت:((اگه دوست داری،عیبی نداره بخر.))من رفتم و قیمت انگور ها رو پرسیدم،کمی گران بود.
از فروشنده نایلونی گرفتم اما با خودم گفتم بهتر است اول ببینم انگورش خوب است یا نه!یک دانه انگور گذاشتم توی دهنم،دیدم بی مزه است.گفتم شاید این یکی این طور بوده.چند دانه ی دیگر خوردم.وقتی دیدم انگورها تعریفی ندارند،نایلون را گذاشتم سر جایش و برگشتم پیش حسن.
حسن به من گفت:((پولشو دادی؟))گفتم:((پول چی رو؟))گفت:((پول همون چند دونه انگوری که خورده بودی!))
همون جا بود که به خودم آمدم!به خاطر دقت و توجهش تشکر کردم و رفتم سمت میوه فروشی تا پول اون چند دونه انگور رو باهاش حساب کنم.

" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
سامانه پیام کوتاه: 30002828283548



طبقه بندی: شهدا، 
قالب وبلاگ