تبلیغات
هیئت بیت الشّهدا بیرجند - خاطرات شهید رضا صادقی یونسی
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
السَّلام علیكُم یا اهل بیت النّبُوّة
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 تیر 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند


بسیاری از شهدا، با زبان روزه شهید شدند.
برخی از رزمندگان ، سهمیه ناهارشان را می گرفتند، اما آن را به هم رزم هایشان می دادند و خودشان روزه می گرفتند.
اولین بار كه در جبهه رفتم، نزدیك شب قدر بود.
شب قدر كه رسید، به اتفاق چندین تن از هم رزم هایم، به محل برگزاری مراسم احیا رفتم.
از مجموع 350 نفر افراد گردان، فقط بیست نفر آمده بودند.تعجب كردم.
شب دوم هم همین طور بود. برایم سؤال شده بود كه چرا بچه ها برای احیا نیامدند، نكند خبر نداشته باشند.
از محل برگزاری احیا بیرون رفتم. پشت مقر ما صحرایی بود كه شیارها و تل زیادی داشت.
به سمت صحرا حركت كردم، وقتی نزدیك شیارها رسیدم، دیدم در بین هر شیار، رزمنده ای رو به قبله نشسته و قرآن را روی سرش گرفته و زمزمه می كند. چون صدای مراسم احیا از بلند گو پخش می شد، بچه ها صدا را می شنیدند و در تنهایی و تاریكی حفره ها، با خدای خود راز و نیاز می كردند.
بعدها متوجه شدم آن بیست نفر هم كه برای مراسم عزاداری و احیا آمده بودند، مثل من تازه وارد بودند.
این اتفاق یك بار دیگر هم افتاد.
بین دزفول و اندیمشك، منطقه ای بود كه درخت های پرتقال و اكالیپتوس زیادی داشت، ما اسمش را گذاشته بودیم جنگل. نیروهای بعثی بعد از آنكه پادگان را بمباران كرده بودند. نیروهایشان را در آن جنگل استتار كرده بودند.
آنجا دیگر تپه نداشت، اما بچه ها خودشان حفره هایی كنده بودند و داخل آن می رفتند و در تنهایی عجیبی با خدا راز و نیاز می كردند.





" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
قالب وبلاگ