تبلیغات
هیئت بیت الشّهدا بیرجند - خاطره ای کوتاه از شهید(31)
هیئت بیت الشّهدا بیرجند
السَّلام علیكُم یا اهل بیت النّبُوّة
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مرداد 1391 توسط هیئت بیت الشّهدا بیرجند


خاطره ای از شهید صیاد شیرازی

قبل انقلاب در زمان دوره تکاوری بین شیراز و پل خان بسمت مرودشت ،دانشجوها را برده بودند راهپیمایی استقامت.
از آسمان آتش می بارید ،خیلی ها خسته شده بودند. نگاهم افتاد به شهیدصیاد،عرق بدنش بخار می شد و میرفت هوا. یک لحظه حس کردم دارد آب میشود،
آتش میگیرد و ذوب میشود. شنیده بودم قدرت بدنی بالایی دارد. باخودم گفتم<<اینهم که داره می بره>> رفتم نزدیک و به ایشان گفتم
<اگه برات مقدور نیست میتونی آروم تر ادامه بدی> قبل از اینکه صیاد چیزی بگه یکی از دانشجوها خودش رو رسوند به ما
و گفت: استاد ببخشید ایشان روزه هستند،شونزده هفده روزه... پرسیدم روزه است؟
ــ بله الان ماه رمضونه،صیاد هم روزه میگیره.
ایستادم و جا خوردم. صیاد از من فاصله گرفت.
مواقعی که روزه بود همراه مهمانهایش خودش هم چای و میوه برمیداشت و نمی گفت روزه هستم !
خدمتکار دفتر هم میدانست که صیاد چه روزه باشد چه نباشد باید ظرف میوه را بگذارد جلویش.
دیگران هم هیچوقت حق نداشتند پیش مهمانها از روزه بودن ایشان چیزی بگویند.




" شهدا را یاد کنیم،حتی با یک صلوات "

التماس دعا

هیئت بیت الشّهدا بیرجند

سامانه پیام کوتاه:  30002828283548




طبقه بندی: شهدا، 
قالب وبلاگ